27 سالگی اونا تموم شده و منم قدم به قدم دارم به اتمامش نزدیک میشم. با این تفاوت که برا من هیچ معنی و مفهوم خاصی نداره.
قطعا از جشن و کیک و این چیزا خبری نخواهد بود، چون هم خودم تو مودش نیستم هم دلیلی براش نمیبینم. جایی نیستم که باید باشم و به هیچ وجهه از خودم راضی نیستم. تو یه جمله میشه گفت که: اوضاع خوب نیست
خلیلی بزرگوار(منظورم موسسه خلیلی که کنکور آزمایشی برای بچه های ارشد پزشکی داره) مثل قلم چی داره اردوی نوروزی میزاره. گفتم بزا حالا مام یه زنگ بزنیم ببینیم اوضاع چطوره(دنبال راه فرارم برا عید)
برای 10 روز مبلغ نا قابل 1.200.000تومن میگیره. برای بچه های شهرستانی هم که جایی ندارن خوابگاه میدن که شبی 40تومن میگیرن و در کل 1.500.000 باید پیاده شه هر کی بخواد بره.
دیگه ترجیح دادم بی خیالش شم چون دیدم واقعا ارزششو نداره..اصلا نداره..چه خبره واقعا؟ حالا بماند که کلا این اردوهای نوروزی چرت و پرته و فقط پول میچاپن.
کلا عید داره میاد و من اصلا حوصلشو ندارم..فقط وقت آدم برا خونه تکونی تلف میشه...آخه به من چه خونه تکونی.![]()
البته سفره چیدنشو دوست دارم..فقط همین یه موردو.
خواهرم اینا میخوان برن شیراز ..احتمالا از 7 عید. به من میگن بیا ولی من دوست ندارم برم...حسش نیست اصلا..دوست دارم برم خونشون وقتی نیستن شاید شد درس بخونم.خیلی عقبم خیلی.فقط کافیه دو ماه یه جا باشم و کسی نیاد سراغم..مثل آدم بشینم بخونم...ولی فقط یه آرزوی مسخرست.
دوستمم که گفتم عروسیش کنسل شد،خودشو پسره تا حدی به توافق رسیدن ولی خانواده ها فعلا مشکل دارن با هم...ولی احتمالش زیاده جور شه و تابستون مجدد بخوان عروسی بگیرن. والا ما 5 تا دوستیم ماشالا یکی از یکی عتیقه تر.
هیچ کدوممون ازدواج نکردیم این یکی هم که ازدواج کرد شد این. کلا آدمای خوش شانسی هستیم![]()
ما را در سایت درهم نوشت...! دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 95